خرید بک لینک

یک روز تعطیل خوب و آروم را گذراندیم. همخونه کلی به کارهای عقب افتاده خونه مثل درست کردن شیرهای سرویس بهداشتی و تمیزکاری حیاط و...رسید. منم غیر از نهار که اونم غذای آسونی بود بقیه روز را به خودم استراحت دادم.

لیست بلند بالای کارها و خریدهای عقب افتاده یکی یکی در حال خط خوردن هستند. از همه مهمترشون قبولی یکی از مقالات ژورنالم بود که خیالم را برای فارغ التحصیلی راحت کرد. یک کار 1 ساعته روی یک مقاله و تموم کردن تز کذایی خیال من را از تموم شدن این دوره هم راحت می کنه.

دیروز بعد از ظهر هم با یکم گشت زدن تو ایکیا یکسری خرید مثل تشک تخت برای مامان و یک روفرشی و یک آیینه قدی و یک سری خورده ریز برای نی نی را انجام دادیم و لیست محترم اندکی سبکتر شد.

هوا همچنان سرد و بارونی هست و منتظریم که هر چه سریعتر وارد فصل دوست داشتنی بهار بشیم تا بیرون رفتن و کارهای باغچه و حیاط اینهمه با لرزیدن و سختی همراه نباشه.

فقط 35 روز دیگه به اومدن بهترین مامان دنیا مونده و 42 روز به رسیدن جناب نی نی. امیدوارم که مسافرهامون با آرامش و خوشی و در بهترین زمان بیان کنارمون.آمین....

برچسب: انتظار,انتظارك صعب,انتظار الفرج,انتظار عاشقانه,انتظار به انگلیسی,انتظار اسالنا,انتظار الفرج عبادة,انتظار الحبيب,انتظار الصلاة بعد الصلاة,انتظار منصور, نویسنده: هلیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 0:42

صفحه بندی